حلما جونحلما جون، تا این لحظه: 13 سال و 5 روز سن داره

ناز نازی ناقلا

نه ماهه شدن

سلام عزیز دل مامان،ماشاالله هزار ماشاالله ،هرروز خانوم تر ازدیروز.... یک ماه دیگه از باهم بودنمون گذشت،و شما این ماه،کارای زیادی یاد گرفتی و پیشرفت خوبی داشتی،الان دیگه همه جای خونه رو زیر پات میذاری و از همه جا سر در میاری،یه عالمه حرفای قشنگ میزنی(دد،ماما،بابا،ننننن،مممم،بببب)، تازگیامکه دوتا مروارید خوشکل توی دهنت در اومده،که به هیچکی نشونشون نمیدی و دوس نداری کسی بهشون دست بزنه. وقتی بهت میگم یه چیزی رو بده سریع بهم میدی و تند تند واسه خودت دست میزنی(این کارو بابایی بهت یاد داده) .با شنیدن هر ریتمی دس میزنی حالا چه دعا باشه چه موسیقی و خیلی کارای قشنگ دیگه....عزیز دلم امیدوارم لحظه لحظه بزرگ شدنت رو ببینم خدا خودش حافظ و نگهدار تو وهمه ن...
29 تير 1393

آخرین روزهای هشت ماهگی

سلام به همه خاله جونی ها و گل دخترم،حلماجون گلم ای روزا بدجوری جیگر شدی و کارای بامزه میکنی،تو این موارد من میمونم نگات کنم و لذت ببرم یا ازت فیلم و عکس بگیرم که بعدا به همه نشون بدم دیگه الان ماشالله خانم شدی و خیلی کارا میکنی و همش در حال شیرین کاری هستی و منم همش قربون صدقه ت میرم عزیزم تا چشممو چپ میکنم میبینم،خانووم رفتن یه جایی پیدا کردن و دستشونو گرفتن و به حالت ایستاده در اومدن و خوشحال از فتح بزرگشون، با صورتی بشاش به من لبخند میزنن   حلما خانوم همچنان به دنبال کشف مناطق جدید خانه     ...
24 تير 1393

تاخیر

سلام.از مسافرت که برگشتیم کامپیوترم خراب شده و نمیتونم عکسای سفر حلماجون رو بذارم. حالا انشا... در اولین فرصت که درست شد عکساش رو میذارم فعلا با زحمت چند تایی رو گذاشتم....     اینم صدفهایی به سبک حلمایی کوکچولو موکچولو ...
18 تير 1393

سفر

سلام،قراره فردا صبح بریم مسافرت،وقتی برگشتیم انشا... عکسا و اتفاقات سفر رو میذارم.این اولین سفریه که قراره با دخملی مامان بریم،اصلا نمیدونم که بهمون خوش میگذره یانه؟؟آخه نگهداری از جیگرم توی سفر یکم سخته،اما انشاا... که به هممون خوش بگذره. فعلا تا 15 روز دیگه بای   ...
23 خرداد 1393

ولادت آقام امام خوبی ها

به طاها به یاسین به معراج احمد به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی به وحی الهی به قرآن جاری به تورات موسی و انجیل عیسی بسی پادشاهی کنم در گدایی چو باشم گدای گدایان زهرا (س) چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما همه شیعه گردیم و بی تاب مولا غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل ای دل بزن دل به دریا که دنیا به خسران عقبا نیرزد به دوری ز اولاد زهرا نیرزد. و این زندگانی فانی جوانی خوشی های امروز و اینجا به افسوس بسیار فردا نیرزد  اگر عاشقانه هوادار یاری اگر مخلصانه گرفتار یاری اگر آبرو میگذاری به پایش یقینا یقینا خریدار یاری بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زاری ی...
22 خرداد 1393

آخرین روزهای هفت ماهگیت

به لطف خدا هفت ماه از زندگیت گذشت،توی همین هفت ماه من به اندازه همه عمرم،معجزه خدا رو توی زندگیم،با لحظه لحظه نفس کشیدنت کنارم،میبینم. عزیزدل مامان این روزا بدجوری ناقلا و جیگر شده و هرروز شیطون تر نسبت به دیروز   انقدر جیگر شدی که نگو...... همش داری از مامانی و بابایی دلبری میکنی اینجا رفته بودیم حرم،ایشون پارسا خان پسر عموی حلما الهی قربونش برم همچین مواظب خانم خانما بود،که نیفته وقتی اسباب بازی هاتو میبینی از خود بی خود میشی و هرکاری بلدی میکنی تا به اسباب بازی هات رسی       برای اولین بار سر خوردی،اینم قیافه تعجباتی خانوم بعد از...
22 خرداد 1393